به گزارش پایگاه خبری حیات ، بهار کم کم داشت از راه میرسید، ماه اسفند معمولا در مناطق غربی کشور در بین مردم کردنشین از جایگاه خاصی برخوردار است و خانوادهها با خانه تکانی و پوشیدن لباس نو به استقبال سال نو میروند. اما گویا اسفند سال 1366 نه تنها بوی عید و بهار نمیداد، بلکه مرگ و سیاهی و وحشت را نیز به همراه خود به ارمغان آورده بود.سالهای سخت و رقتبار جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود و هر لحظه هجوم وحشیانه دهها هواپیمای جنگی و فرو ریختن صدها گلوله و خمپاره و موشک بر سر مردم هدیه مرگ صدام برای مردم بیگناه مناطق غربی کشور بود.
![]()
همزمان با عملیات موفقیتآمیز والفجر10 در 25 اسفند 1366 و تصرف برخی از مناطق شمال شرق عراق از جمله شهر حلبچه و بسیاری از روستاهای کردنشین عراق توسط رزمندگان اسلام که با استقبال کرد های آن منطقه که سال ها در برابر حکومت دیکتاتوری صدام مبارزه میکردند، همراه بود صدام را بر آن داشت که در اقدامی خصمانه و تلافیجویانه در برابر کرد های منطقه، فجیعترین و بیرحمانهترین گزینه یعنی بمباران شیمیایی را انتخاب کند.این هدیه بهاری صدام برای مردم کشورش در آستانه بهار ۱۳۶۷هزاران کشته و مجروح بر جای گذاشت که آثار و عواقب آن از جمله انواع سرطانها و بیماریهای ریوی پس از گذشت 32سال از آن حادثه دهشتناک، همچنان بر روی مردم این شهر مشهود است.
وحشیانهترین مورد استفاده عراق در 25 اسفند ۱۳۶۶در حلبچه بود که وسیعترین مورد استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون به شمار می رود که حداقل پنج هزار تن از مردم کرد و مسلمان این شهر را بکام مرگ فرستاد و هفت هزار تن دیگر را مجروح کرد. نیروهای عراقی با استفاده از گاز خردل، اعصاب و سیافوژن به طور مجزا و با فاصله کوتاه به صورتی که مانند کوکتل بسیار سمی در آیند حلبچه را بمباران کردند.روزنامه نیویورک تایمز آمریکا در شش فروردین 1367 نوشت « این عمل از هر جهت و به هر مفهومی یک جنایت جنگی محسوب می شود که با انکار های سُست و رسمی عراق و عذر خواهی ها و بهانه جویی های غیر رسمی در استفاده از یک سلاح کشتار جمعی در آمیخته است».
پیش از این شورای امنیت در برابر نامه ها و هشدارهای مکرر ایران و گزارشات «خاویر پرز دکویئار» دبیر کل وقت سازمان ملل متحد مبنی بر استفاده عراق از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران، تنها با صدور بیانیه ای بدون ذکر نام عراق استفاده از این سلاح ها را محکوم کرد که این باعث گستاخی هر چه بیشتر صدام در استفاده گسترده از این سلاح ها شد.در این شرایط ایران برای آگاهی افکار عمومی، علاوه بر اینکه تعداد زیادی از مجروحان سلاحهای شیمیایی را در بیمارستانهای آلمان، اتریش و سوئد و دیگر کشورهای اروپایی بستری کرد از رسانههای خارجی برای به تصویر کشیدن جنایات صدام در حلبچه دعوت کرد.انتشار مصاحبهها و عکسهای مجروحان، موجب اعتراض و خشم افکار عمومی مردم جهان نسبت به عراق و شورای امنیت شد و آن شورا ناگزیر به دبیر کل اجازه داد که کارشناسانی را به مناطق شیمیایی و بیمارستان های ایران اعزام کند.
ترکیبات بمبهای شیمیایی در حلبچه
شواهد حکایت از این دارد در بمباران حلبچه صدام بیشتر از همه، از ترکیبات بسیار خطرناک سیانید هیدورژن استفاده کرده و همزمان از ترکیبات گاز خردل، لویزیت، گاز تابون و... نیز بهره برده است.سیانید هیدورژن بسیار کشنده است و جز عوامل ناپایدار بوده و سرعت عمل خیلی سریعی دارد، تند شدن تنفس را به همراه دارد و موجب می شود تا با تاثیر بر روی خون مرگ شخص را رقم زند. غلظت 500(p.pm) آن موجب مرگ افراد در چند ثانیه خواهد شد. گاز خردل HD موسوم به «سولفور موستاد» جزو خانواده ی عوامل کشنده محسوب میشود و پایداری آن در زمره عوامل بسیار پایدارها قرار می گیرد . واکنش فیزیولوژیکی آن موجب تاول و تخریب بافت ها می شود. کاربرد نظامی آن به تاول زایی آن مربوط میشود. مشخصات آن مایع قهوهیی کهربایی بالا، بوی تند و سوزان شبیه بوی سیر دارد.
لویزیت که نام شیمیاییاش« کلروفنیل دی کلرو آرسین »است، جزو خانواده عوامل کشنده و پایدار است مشابه خردل تقطیر شده است و کاربرد نظامی آن جزو عامل تاول زاست. مشخصاتاش نیز مایع قهوهیی روشن کهربایی است با بخار بیرنگ و بویی شبیه گیاه شمعدانی تازه دارد.عامل لویزیت موجب حمله به بافتهای انسان میشود و در حالت مایع خالص موجب نابینایی میشود، عوارض درونی آن به تخریب سریع بافت شش و مسمومیت خون، تخریب گلبول های قرمز و سلولهای T و سیتوکروم اکسیداز میشود که از طریق ششها یا زخمهای باز به خون راه مییابد. استنشاق آن در 10 دقیقه مرگ و خفگی در برخواهد داشت، این عامل هفت مرتبه از هوا سنگینتر است.پروفسور «اوبن هندریکس» رئیس آزمایشگاه سمشناسی بیمارستان دانشگاه" گان فلاندر"، در شمال غرب بلژیک اظهار میدارد: «عراق از سه نوع گاز مختلف علیه حلبچه استفاده کرده است. وی تاکید کرد که نیروهای عراقی شهر حلبچه را در روزهای 17 و 18 مارس (27 و 28 اسفند 66) با گاز خردل (ایپریت)، گازهای اعصاب (تابون، سارین یا سومان) و بالاخره با "سیانوژن" بمباران کردهاند.وی افزود که این سه نوع سلاح به صورت مجزا ولی با فاصله یی کوتاه و به طوری که به صورت «یک کوکتل بسیار سمی» در آیند ، مورد استفاده قرار گرفته اند.نگاهی دقیق به این ترکیبات نشان دهنده آن است که ترکیبات متفاوت به کارگرفته شده در بمباران شیمیایی حلبچه به نحوی بوده که هم در کوتاه مدت و هم در آینده ی مشخص مصدوم با عوارض بمب ها مواجه باشد. یعنی اگر به هر نحوی از عوارض سیانید هیدروژن جان سالم به در برد بعدها به عوارض لویزیت که جز عوامل پایدار است درگیر باشد.
گازهای اعصاب چه هستند؟
گازهای اعصاب، ترکیبات شیمیایی هستند که در دمای محیط مایع اند ولی به دلیل فشار بخار بالا (فرار بودن) به آنها لفظ گاز اطلاق میشود. این گازها کشندهترین ماده شیمیایی سنتز شده به دست بشر هستند که میتوانند از طریق پوست و یا تنفس وارد بدن شده، دستگاه عصبی را فلجکرده و در نهایت فرد را بکشند.گازهای اعصاب را به دو دسته میتوان تقسیم کرد؛ آنهایی که پیش از پایان جنگ جهانی دوم به استثناء (سیکلوسارین و GV )و به دست آلمان ساخته شدند یعنی « تابون»، « سارین» و « سومان» سری( G )و آنهایی که بعد از پایان جنگ و توسط بریتانیا در دهه 50 (VX) و ایالات متحده در دهه 60(VE , VG و VM )سنتز شدهاند: سری( V)که از لحاظ کشنده بودن بسیار قویتر از سری(G )است.تنفس مقدار کشنده این ماده بیرنگ و اغلب بی بو در عرض 15 دقیقه انسان را از پای در میآورد، تماس این مقدار با پوست و بخصوص چشم، اغلب سریع تر عمل میکند به طوری که در مدت 2 دقیقه قربانی را میکشد و در مواردی که مقداری کمتر از میزان کشنده آن وارد بدن قربانی شود، عوارض برگشتناپذیر عصبی تا پایان عمر به جای میگذارد.
مکانیزم عمل
دستگاه عصبی از سلولهای عصبی به نام نورون تشکیل شده که پیام های عصبی را از مغز به دستگاههای بدن میرسانند. نورونها خود با استفاده از یک ماده ای شیمیایی به نام « استیل کولین» Acetylcholine پیامهای عصبی را به همدیگر منتقل میکنند، به این ترتیب که استیل کولین از « پایانه اکسون» در نورون ترشح میشود و با عبور از شکاف سیناپسی خود را به «دندریت» یا گیرنده نورون مجاور میرساند و به آن متصل و آنرا تحریک میکند. بعد از این عمل که موجب انتقال پیام عصبی میشود آنزیمی به نام «استیل کولینستراس AcetylCholinesterase از راه میرسد و با تجزیه ی استیل کولین (به استیک اسید و کولین) از ادامه تحریک نورون به وسیله آن جلوگیری میکند.کاری که گاز اعصاب انجام میدهد این است که با از کار انداختن آنزیم یاد شده موجب میشود تا راهی برای جلوگیری از ادامه تاثیر استیل کولین و تجزیه آن وجود نداشته باشد، استیل کولین دائم در سیناپس تولید شده و به تحریک نورون ادامه دهد. تجزیه نشدن این پیغام رسان عصبی باعث انقباض دائمی ماهیچهها از جمله دیافراگم و در نتیجه خفگی و مرگ میشود.
علائم بالینی
کاهش بینایی، کوچک شدن مردمک چشم، عرق کردن، روان شدن آب دهان و بینی، استفراغ، بی اختیاری مدفوع و ادرار، درد شکم، انقباض عضلات، تشنج، توقف تنفس و در نهایت مرگ، از علایم بالینی این گاز محسوب میشود.
پادزهر
دو پادزهر برای جلوگیری از عوارض مرگ آور گاز اعصاب وجود دارد: « آتروپین» و « پرالیدوکسیم» که تنها و تنها هنگامی میتوانند موثر باشند که بلافاصله بعد از تماس با گاز اعصاب، استفاده شوند. آتروپین با مسدود کردن گیرندههای نورون مانع از نشستن استیل کولین در آن و تحریک نورون میشود به این ترتیب استیل کولین جمع شده در سیناپس قادر به عمل نیست. پرالیدوکسیم از طریق جلوگیری از واکنش گاز اعصاب با آنزیم کولینستراز مانع از تاثیر گاز اعصاب میشود.
![]()
اعتراف عراق به استفاده از سلاح شیمیایی
روز سه شنبه 23 فروردین سال 1367 یک مقام بلند پایة عراقی در ملاقات با «خاویر پرز دکوئیار»، دبیر کل سازمان ملل، رسماً به استفاده از سلاح شیمیایی اعتراف میکند، ولی برای کم کردن جرم و تبلیغات منفی علیه عراق، مدعی میشود که چنانچه ایران دست از استفاده از این سلاح ممنوعه بردارد، عراق هم به استفاده از آن خاتمه خواهد داد.«ویسام الزهاوی»، معاون وزیر امور خارجة وقت عراق در پاسخ خبرنگاران می خواهد که بین ایران و عراق قراردادی مبنی بر استفاده نکردن از سلاح شیمیایی بسته شود. این در حالی بود که به رغم تأیید کارشناسان سازمان ملل متحد مبنی بر استفاده عراق از جنگ افزار شیمیایی در طول جنگ تحمیلی، ایران هرگز از این سلاح استفاده نمیکرد و ادعاهای دروغ عراق توسط کارشناسان معتبر جهان همواره تکذیب شده است.
جنایتکاران پشت پرده حلبچه
بمباران شیمیایی حلبچه جدای از صدام با نام 3 جنایتکار دیگر عجین شده است. آنها عبارتند از: «علی حسن المجید» پسر عموی صدام معروف به (علی شیمیایی)، «عدنان الدلیمی» خلبان و فرمانده جنایتکار بمباران حلبچه و «ژنرال حمید شعبان» فرماندهی نیروی هوایی عراق.هدیه مرگآور و بیماری زایی که صدام ، الدلیمی، حمید شعبان و علی شیمیایی به مردم بیدفاع و در بند حلبچه دادند، آثارش به رغم گذشت بیش از 30 سال همچنان به جای مانده است.
بازتاب بمباران شیمیایی حلبچه در رسانههای معتبر
روزنامه"گاردین" چاپ لندن گزارش این جنایت فجیع را همراه با عکسهایی به چاپ رساند و نوشت: «هیچ جراحتی و خونی و اثری، از انفجار روی اجساد دیده نمیشود. اجساد دهها مرد، زن، کودک و حیوانات دستآموز در سطح منازل و خیابانهای این بخش دورافتاده در کردستان عراق تحت اشغال ایران را پوشانیدهاند. پوست این اجساد به طرز عجیبی تغییر رنگ داده و چشمهایشان باز و خیره، چرک خاکستری رنگی از دهانشان بیرون زده و انگشتان دست آنها به طرز عجیبی کج و کوله است. این طرف مادری بچه اش را برای آخرین بار در آغوش فشرده و آن طرف پدری خود را سپر نوزادی، از آنچه نمی دانستند چیست، کرده است».
بیبیسی رادیو دولتی انگلستان درتاریخ ۶ فروردین ۶۷ گزارش داد: «یک دکتر بلژیکی و یک دکتر هلندی از سازمان بهداشت بینالمللی موسوم به پزشکان بدون مرز و یک متخصص مسایل شیمیایی به اتفاق آرا تایید کردند که در حلبچه و مناطق اطراف آن علیه مردم غیرنظامی از سلاح های شیمیایی استفاده شده است».خبرگزاری فرانسه در ۱۲ فروردین اعلام کرد: «حلبچه شهری از کردستان عراق که به تصرف ایران درآمده و طی روزهای 27 و 28 اسفند ماه توسط عراق بمباران شیمیایی شده، گویی شهری منجمد شده است و ساکنان در خوابی عمیق فرو رفتهاند».نیویورک تایمز آمریکا در روز ۱۶دفروردین همان سال نوشت: «این عمل از هر جهت و به هر مفهوم یک جنایت جنگی است که با انکارهای سست و رسمی عراق و عذر و بهانههای غیررسمی در مورد استفاده از یک سلاح ناجوانمردانه در آمیخته است».
آثار و عواقب بمباران شیمیایی حلبچه تا به امروز
مرحوم کاوه گلستان که از اولین کسانی بود که در حلبچه حاضر شد، آن رویداد را چنین توصیف میکند:
«زندگی یخ زده بود، ایستاده بود، مثل اینکه مشغول تماشای یک فیلم باشی و ناگهان روی یک فریم بایستد، این برایم نوع جدیدی از مرگ بود. به داخل یک خانه و آشپزخانهاش میرفتی و جسد زنی را میدیدی که کارد آشپزخانه در دست مشغول بریدن یک تکه هویج بوده...»
گفته میشود کسانیکه از این حادثه شوم و تکاندهنده جان سالم به در بردند و توانستند برای دریافت کمکهای پزشکی خود را به بیمارستان شهر سلیمانیه برسانند ، مطابق دستور حکومتی تا زمانی که اذعان نمیداشتند که این حمله توسط نیروهای ایران صورت گرفته، مسئولین بیمارستان از دادن کمکهای پزشکی در مورد این مصدومین خودداری میکردند.بالغ بر 8000 نفر در این حادثه مصدوم شدند که اکثریت قریب به اتفاق آنها امکانات پزشکی مناسب، چه از سوی دولت عراق و چه از سوی جامعه جهانی دریافت نکردند و این مصدومین در اثر آنچه عوارض شیمیایی نامیده میشود، درطول زمان جان باختند.شهر حلبچه همانند شهر هیروشیمای ژاپن هنوز هم شاهد تولد کودکانی با عوارض شیمیایی است که شایعترین آنها مشکلات تنفسی و معلولیتها و عقبماندگیهای ذهنی و جسمی است. شهر حلبچه هنوز هم شاهد مرگ زنان و مردانی است که تمام این سالها را با درد و رنج آنچه که بر آنها گذشت، سپری کردند.
منابع و مآخذ:
1.یورو نیوز، گذشت بیش از 32 سال از بمباران شیمیایی حلبچه.
2.قدس آنلاین، ماجرای بمباران شیمیایی شهر حلبچه عراق.
3.سایت خبری بیتوته، روزی که جهان گریست.
4.ایسنا،ماجرای عجیب یکی از بازماندگان نسلکشی حلبچه.
5.تسنیم، 31سال پس از جنایت صدام؛ حلبچه از وفای به ایرانیها تا اثبات جرم غربیها.
6.همشهری آنلاین، محاکمه همدستان صدام در پرونده انفال.
7.پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی، حلبچه؛ کانون بزرگترین ژینوساید شیمیایی تاریخ.
8.سوره مهر، میخائیل رمضان، شبیه صدام.